تبلیغات
اللهم عجل لولیک الفرج و سهل مخرجه - فلسفه تحلیل تکنیکا ل

فلسفه تحلیل تکنیکا ل

نویسنده : MohoMo دوشنبه 23 دی 1392 00:34  •    ارسال شده در: بورس و اوراق بهادار

پیش از آنکه مطاله بر روی تکنیک های رایج و ابزارهای تحلیل تکنیکال را شروع کنیم بهتر است که یک تعریف کلی از تحلیل تکنیکال ارائه دهیم.لازم است در ابتدا تفاوت های اساسی میان تحلیل تکنیکال و تحلیل فاندامنتال را مشخص کنیم و سپس به انتقادات وارد بر این نوع تحلیل که بارها از سوی منتقدین مطرح شده است پاسخ دهیم. 

«معنای تحلیل تکنیکال چیست؟»


تحلیل تکنیکال مطالعه رفتارهای بازار با استفاده از نمودارها با هدف پیش بینی آینده روند قیمت ها می باشد. 

* اصولا رفتارها ی بازار سه اصل اولیه را دربر دارد؛ 1- قیمت ها 2- حجم معملات و 3- بهره های باز.

خواهید دید که رفتار قیمت همواره در تحلیل ها نقش اصلی را دارد و رفتار حجم معاملات و نیز بهره بازار تکمیل کننده این اصل می باشند. رفتار قیمت و رفتار بازار در خیلی موارد معنای مشابهی دارند و به جای یکدیگر مورد استفاده قرار می گیرند.


فلسفه یا منطق

سه مبحث ابتدایی به عنوان پایه های مباحث فلسفی و منطقی تحلیل تکنیکال به شرح ذیل می باشند:

1- همه چیز در قیمت لحاظ شده است.

2- قیمت ها بر اساس روندها حرکت می کنند.

3- تاریخ تکرار می شود . 

یک - همه چیز در قیمت لحاظ شده است

شاید بتوان ادعا کرد جمله (همه چیز در قیمت لحاظ شده است) پایه و اساس تحلیل تکنیکال است .تا زمانی که به درک درستی از این جمله نرسیده باشیم شاید پیشروی در یادگیری فن تکنیکال کار بیهوده ای باشد.

یک تحلیل گر تکنیکال در ابتدا به این باور رسیده است که هر چیزی که بتواند در قیمت تاثیر گذار باشد اعم از فاکتور های سیاسی؛ فاندامنتالی جغرافیایی و یا سایر فاکتور ها در قیمت یک سهم لحاظ شده است.پس از درک و پذیرش جمله فوق به عنوان مقدمه تحلیل تکنیکال به این نتیجه می رسیم که تحلیل قیمت ها تمام آن چیزی است که ما به آن نیاز داریم.

برای اثبات عدم صحت این ادعای مغرورانه زمان زیادی صرف شده و نتیجه ای حاصل نشده است .همه تحلیل گران تکنیکال (تکنسین ها)بر این باورند که تغییرات قیمت تابعی از عرضه و تقاضا ست.

چناچه تقاضا بیش از عرضه باشد آنگاه قیمت صعود خواهد کرد و آگر عرضه بر تقاضا پیشی گیرد قیمت کاهش خواهد یافت.این تغییرات اساس تمام پیش بینی های اقتصادی و بنیادی می باشد.

برداشت تکنسین ها از این اصل به این صورت است که اگر قیمت به هر دلیلی بالا رفت پس باید تقاضا بر عرضه غلبه کرده و علل فاندامنتالی تاثیر خود را گذاشته باشند و چنانچه قیمت سقوط کرد دلایلی فاندامنتالی و بنیادی بی اثر شده اند. 



منطق در این مبحث ما را به اینجا رهنمون می کند که یک تحلیل گر تکنیکال نیز به نوعی مباحث فاندامنتال و بنیادی را مورد مطاله قرار می دهد .

قریب به اتفاق تحلیل گران تکنیکی بر این باورند که جهت عرضه و تقاضا را تغییر می دهد برآیند تغییرات فاندامنتال و مربوط به اقتصاد بازار می باشد و همین نیرو بر قیمت ها تاثیر می گزارد . نمودارها هرگز به تنهایی علت بالا یا پایین آمدن قیمت نیستند. آنهانشاندهنده میزان تاثیر یا عدم تاثیر عوامل پایه ای بازار هستند.

این یک قانون است که تحلیل گرتکنیکی (تکنسین )به هیچ وجه دخالتی در عوامل تاثیر گذار بر قیمت نمی کند.بیشتر اوقات در آغاز یک روند و یا در نقطه تغییر جهت قیمت از افزایش به کاهش و یا بر عکس هیچ کس به طور قطع دلیل این تغییر جهت را نمی داند. ولی تحلیل گر تکنیکی به سادگی و با استفاده از الگو ها می تواند این تغییر را به موقع شناسایی کند و پایداری آن را بسنجد.

پذیرش جمله (همه چیز در قیمت لحاظ شده است )به عنوان اولین قدم مساوی است با پذیرش اهمیت بررسی قیمت .

با استفاده از بررسی روند قیمت به کمک ابزارهای تکنیکی مختلف مانند نوسانگرها یک تحلیل گر تکنیکال می تواند بهترین گزینه ها را تشخیص دهد و انتخاب کند.

یک تحلیل گر لزوما نباستی از بازار باهوش تر باشند و یا قادر باشد که پیش بینی های متحیرانه ای درباره تغییرات قیمت انجام دهد.



دو _ قیمت ها بر اساس روندها حرکت می کنند

ضروری است که این مفهوم را بپذیریم که قیمت بر اساس روندها حرکت می کنند.


هدف از ترسیم نمودار قیمت شناسایی روند پیش بینی جهت حرکت این روند است پیش از آنکه قیمت های آتی روند آینده را مشخص کنند. در حقیقت تعداد زیادی از تحلیل گران بر این باورند که ماهیت روندها یکسان است و همواره کافی است که روند فعلی را ارزیابی کنیم. 

نظریه ثابت شده ای نیز وجود دارد که می گوید قیمت ها بر اساس روندها حرکت می کنند و یا به عبارت دیگر قیمت ها دوست دارند که روند فعلی خود را حفظ کنند به جای آنکه تغییر جهت بدهند .این قانون به نوعی بیان دیگری از قانون اول نیوتن درباره حرکت است. شاید بتوان آن را این گونه نیز مطرح کرد که قیمت ها به روند فعلی خود ادامه می دهند تا زمانی که عوامل بازدارنده حرکت آنها را متوقف کند.


سه - تاریخ تکرار می شود 

بخش بزرگی از مباحث تکنیکال و مطالعه رفتارهای بازار مشابه روانشناسی در انسانها می باشد.

به عنوان مثال الگوها ی نمودارهایی که یکصد سال پیش ترسیم شده اند دقیقا منعکس کننده تاثیر مسائل آن دوره از روانشناسی در روند قیمت ها هستند.


این تصاویر به وضوح روانشناسی بازار را آشکار می کنند.از زمانی که الگوها به خوبی در گذشته عمل کرده اند فرض شده که در آینده نیز به همان خوبی جوابگو خواهند بود.پایه و اساس آنها اصول روانشناسی است که این امر باعث می شود که آنها را به عنوان اصول ثابت بپذیریم و بتوانیم به آنها اعتماد کنیم.

بیان دیگری از این موضوع این است که بگوییم:تاریخ تکرار می شودو این کلیدی است برای پیش بینی آینده از طریق تحلیل گذشته و یا اینکه بگوییم آینده چیزی نیست جز تکرار گذشته. 



*** تحلیل تکنیکال در برابر پیش بینی های فاندامنتال 

همان طور که در تحلیل تکنیکال تمرکز بر روی تغییرات قیمت است در تحلیل فاندامنتال این عوامل اقتصادی است که بر عرضه و تقاضا تاثیر می گذارد و باعث می شود قیمت بالا یا پایین برود و یا ثابت بماند. 



یک تحلیل گر فاندامنتال (بنیادی)تاثیر تمام فاکتور های مربوط را بر روی قیمت هر چیز بررسی می کند تا در نهایت بتواند ارزش ذاتی آن را محاسبه کند. 

ارزش ذاتی چیزی است؛ که یک تحلیل گر فاندامنتال به وسیله آن نشان می دهد که با توجه به میزان عرضه و تقاضا واقعابا آن قیمت ارزش دارد یا خیر .اگر ارزش ذاتی چیزی زیر قیمت (آن)باشد تحلیل گر فاندامنتال می گوید قیمت آن چیز ارزان است و برای خرید مناسب است.

هر دو روش تکنیکال و فاندامنتال همواره سعی بر حل یک مشکل واحد دارند و آن مشکل چیزی نیست جز پیش بینی اینکه قیمت ها تمایل دارند در چه جهتی حرکت کنند.در واقع آنها از دو راه متفاوت به یک مسئله واحد می پردازند. یک تحلیل گر فاندامنتال علت های تغییر قیمت را بررسی می کند حال آنکه یک تحلیل گر تکنیکال تاثیرات آن را به چالش می کشاند.

تحلیل گر تکنیکال عقیده دارد که تغییرات قیمت تنها چیزی است که او نیاز دارد بداند و دانستن علت ها و دلایل این تغییرات لازم نیستند و در مقابل تحلیل گر فاندامنتال همواره به علت ها و دلایل تغییر قیمت می پردازد. 



پیشنهاد می شودخود را در یکی از دو دسته تحلیل گران فاندامنتال و یا تکنیکال طبقه بندی می کنند.در حقیقت این دو دسته نقاط مشترک زیادی دارند؛ خیلی از تحلیل گران فاندامنتال سعی دارند مقدماتی از تکنیکال را فرا بگیرند و همین طور بسیاری از تحلیل گران تکنیکی نیز تلاش می کنند حداقل اطلاعاتی از مسائل فاندامنتال داشته باشند.مشکل اصلی اینجاست که خیلی از اوقات علت ها و نمودارها با یکدیگر هستند.در بیشتر مواقع در ابتدای حرکت های مهم بازار ؛یک تحلیل گر فاندامنتال نمی تواند تعریف درستی برای تغییرات بازار ارائه دهد.



در واقع قیمت ها در حال نشان دادن واکنش به دلایل پایه ای جدید هستند.خیلی از نوسانات در گذشته با تغییزات بسیار کم و یا بدون هیچ تغییری در فاندامنتال شروع شده است و به مرور زمان وقتی که تغییرات دیده شده است روند جدید کاملا در مسیر ش قرار گرفته است. 
بعد از مدتی تحلیل گر تکنیکال با اعتماد به نفس بیشتری تغییرات را در نمودارها درک می کند و می خواند .یک تحلیل گر تکنیکال شاید تنها کسی باشد که در شرایطی که تغییرات بازار با خرد عمومی در تناقض است احساس آرامش می کند و حتی از چنین موقعیتی لذت می برد.او می داند که معامله گران بازار به زودی با اطاعات جدیدی که همان دلایل فاندامنتال جدید می باشد مواجه می شوند و شاید تنها او باشد که برای تصدیق محاسباتش منتظر چیزی نبوده است.
در تائید تحلیل تکنیکال می توان به وضوح دید که اعتقاد یک تحلیل گر تکنیکال به تحلیل ها یش به مراتب بیشتر از یک تحلیل گر فاندامنتال می باشد.اگر یک معامله گر مجبور باشد یکی از این دو را عنوان روش کار انتخاب کند منطق می گویید که تحلیل تکنیکال امکان رسیدن به موفقیتش بیشتر است.برای آنکه تحلیل تکنیکال در حقیقت تاثیر عوامل فاندامنتالرا بررسی می کند و چون همیشه تاثیر فاندامنتال در روی قیمت لحاظ شده است.

لی حالت عکس آن ممکن نیست.این امکان وجود دارد که بتوان در یک بازار مالی صرفا با دانش تکنیکال خرید و فروش انجام دادولی تقریبا بعید به نظر می آید که شخصی بتواند صرفا بر اساس مسائل فاندامنتالی و عدم بررسی قسمت تکنیکی بازار؛خرید وفروش خیلی موفقی انجام دهد.


برچسب ها: فلسفه تحلیل تکنیکا ل ،
آخرین ویرایش: - -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر