تبلیغات
اللهم عجل لولیک الفرج و سهل مخرجه - عاشقای بهیموث بیان تو (تحلیل موشکافانه جبرئیل ...)

عاشقای بهیموث بیان تو (تحلیل موشکافانه جبرئیل ...)

نویسنده : MohoMo یکشنبه 7 تیر 1394 01:08  •    ارسال شده در: موسیقی

تحلیل یکی از جنجالی ترین ها ، این تحلیل از من نیست و گذاشتن آن در وب هیچ ربطی به پذیرفتن مطالب آن نیست ، در ادامه مطلب همراه باشید ...


با شیطان برقص ...
.
این موزیک ویدیو جاه طلبترین اثری است که دیدم ... اما به خوبی از پسش برمیاد
بذارید با فرم شروع کنم، بعد متن اشعار و در آخر نمادشناسی ... فرم که ابتدای تمام آثار هنری است بر خلاف کارهای مشابه هوی متال فوقالعاده است ... تصویربرداری بی باک و مقتدره ... سیاه و سفید تایجیتویی هم که بی نظیره ... به نظرم گروه بهیموث تو انتخاب لوکیشن هم عالی عمل کردن، جنگلی احتمالا در منطقه اسکاندیناوی ... پر از درختان بلوط و کاج درختانی سر به فلک کشیده و مغرور که گویی سالهاست هر انسان سیستماتیکی را درون خود میبلعد ... و یک آمپاس مبهم هم در میان گندم زار و آن دختر سفید پوش که سرگردان و هراسان در پی زندگی میگردد ... فرم عالی است پس بگذارید در پیش راه بازگشته و پاسخی برای مفهوم چرایی آن گندم زار آن دختر و آن اتفاقات برسیم ...
شعر با جمله ای مخوف و تکان دهنده شروع می شود جایی که نرگال با همان صدای بم و ضرب آهنگ دث متال می گوید:
I saw the virgin's cunt spawning forth the snake
"من دیدم که مریم مقدس مار زائید ..."
جمله عجیبی است، زمانی عجیبتر می شود که ما متوجه میشویم مریم مقدس تنها یک مرتبه زایش داشته و ان هم عیسی مسیح بوده ... پیامبری که در دوران اوج ساتانیسم اروپا ظهور کرده و پایانی بود بر سلطه هزاران ساله تفکرات عهد عتیقی که در کش و قوس فروانهایی به منزله یک منجلاب عظیم تاریخی بشریت جهل را فرا گرفته بود ... عیسی امد و یهودیت گوتیک را برچید، انسان را به ذات خویش بازگرداند و شیطان و پیروانش را فراری داد ... مار اما در تفکرات و سمبلگرایی ساتانیسم نماد مقدسی است، گویند شیطان ده ها بار در جلد ماری عظیم نمایان گشته و پیروان نیکوی خدا را گمراه میکرده است ... حال اینکه نرگال از زمانی سخن به میان می آورد که مریم مار می زائید گویی وی که خدای جهان مردگان است از دگردیسی ژرف مسیح این تعبیر خودخواهانه را دارد ... حال که مریم ... مسیح مصلوب را به دنیا آورده در واقع او راه را برای خدای سوم اکتشافات یوحانا هموار میسازد ... شیطان گویی خود را از درون یک هزارتوی تاریخی نجات میدهد و پیروز بر کلیساست ...
.
I witnessed tribes ov Judah reduced to ruin
"من دیدم که چگونه یهودیان به هلاکت میرسیدند"
در این جمله اما بازخورد دیگری نسبت به اتفاقات دوران ظهور اول مسیح به زبان می آورد ... لاجرم نرگال زبان به تعمیق میکشد و مسیح را تصدیق میکند، تو بدنیا آمدی و دیدم که چگونه یهودیان را به بند میکشیدی ...
.
I watched disciples twelve dissolved by flame
"من دیدم که چگونه آن دوازده یار تو در آتش گداخته شدند"
در ابتدا بگم که من جملات رو معنی نمیکنم و تفسیرش رو در ابتدا قرار میدم تا همه چیز هموارتر برای نقدکمان باشد ... حال نرگال از حواریون سخن به میان می آورد ... داستان حواریون را همه ما میدانیم، دوازده یار عیسی مسیح که در سختی ها و پستی های دنیا مسیح را همراهی کردند، اما در آن آخرین لحظه وی را رها کرده و جان شیرینشان را غنیمت دانستند ... و مسیح تنها به بالین چهار چوب صلیب کشیده شد ... اینکه نرگال میگوید من دیدم آن دوازده نفر در آتش می سوختند، تعنه بی باکانه ای به مسیح است، آنهایی که تا پای جانشان با تو بودند را به دوزخ فرستادی، به منزله نگاه نرگال مسیح حواریون را طرد کرده و چشمانش را دربرابر تمام سختی هایی که انها در آن دوران تبلیغ یکتاپرستی کشیده بودند بسته است ... مسیح تو بی مروتی
.
Looked down on son ov god snuffed in vain
"پس من دیدم که تو چه بیهوده نفس میکشی"
در اینجا خدای دنیای زیرین رو به مسیح کرده و به وی میگوید، زندگی تو بیهوده و عبث است، تویی که یاران و نزدیکانت را به بند میکشی پس چرا باید تصدیقت کنند ... چرا تو را بپرستند ای تویی که خود را پسر خدا میدانی ... اشاره ای بکر باز هم به عیسی که به زعم بهیموث کورکورانه قبای تکبر به تن کرده و دنیا را عصای عصیان گری خویش میداند ...
.
Blow your trumpets Gabriel
"در صور خود بدم ای جبرئیل"
از جبرئیل در عهد قدیم با نام گابریل نیز یاد شده ... حال نرگال رو به جبرئیل فرشته خدا کرده و از وی می خواهد در صور خود بدمد، صور سوم که تمام انسانها را میمیراند ... جبرئیل فرشته خلف پروردگار است، فرشته ای که بارها بر پیامبران ظاهر شده و از سوی خدا با آنها ملاقات میکرده، جبرئیل را ساتان ها مرد خدا مینماند، کسی که دو بال بزرگ بر شانه هایش داشته، با چشمانی تیره و در تنگناهای زندگی پلی به سوی رستگاری انسانهای خداپرست است ... حال اینکه نرگال از جبرئیل میخواهد که در صورش دمیده و نسل آدم را بمیراند کمی تناقض نمایانه است، چگونه جبرئیل پشت به خدا ایستاده و دستور نرگال را اطاعت میکند؟! آیا اصلا این شدنی است؟!
.
As I beheld the bewilderment ov Eden
"زمانی که من به بهشت در حال ویران شدن مینگرم"
نرگال در ادامه بیت قبلی، حال میگوید ای جبرئیل به صور خود بدم که من در حال تماشای ویرانی بهشت برین هستم، نرگال از آخرالزمانی حرف میزند که در آن احتمالا شیطان پیروز شده، جبرئیل همانند شیطان در ازل به خدا پشت کرده و در صورش میدمد، بهشت در آتش می سوزد و آن آخرالزمانی است که وعده ای است از سوی ایول ...
.
Break the bread...and crumb by crumb into the Leviathan's den
"نان را دور بریز و به آشیانه لویاتان برو ..."
خداوند پستی ها نرگال، همچنان در حال توصیف آن آخرالزمان تاریک و دهشتناک است، عاقبتی که برای انسانها رقم زده ... می گوید نان را دور بریز در واقع تک تکه کن ... نان در سنت های مذهبی، هم عهد قدیم و هم جدید، نماد روزی انسانهای خیرخواه از سوی پروردگار است، نان تعامی مقدس که از گندم برآمده و گذر زندگی آدمیان بدون آن شدنی نیست ... حال ای جبرئیل نان را دور بریز، این تعام آفریده گِل را خرد کن و رو به آتش بیا ... به آشیانه لویاتان قدم بگذار ... لویاتان یکی از آن جانوران هیکلی دوران عهد قدیم بود که در دریا می زیستد، جانداری شیطانی که در کنار شیطان، لوسیفر و بلیال یکی از نگهبانان جهنم نیز هست ... حال جبرئیل در آشیانه این غول می بایست قدم گذاشته و احتمالا این شیطان را که سالهاست در بند مذهبیان گیر افتاده بیرون بیاورد ...
.
Nations fall prey
"انسانها نابود می شوند"
بسیار جمله مشخص الحالی است ... در آن دوران که جبرئیل بر صور خود میدمد، تعام بهشتی را پای مال کرده و لویاتان را آزاد می سازد، قوم آدمی نابود خواهد شد ...
.
Hail my return
"مرحبا به من، و آن زمانی که دوباره ظهور میکنم"
نرگال خدای پلیدی ها و شومی هاست، خدای سوم عهد عتیقی که در واقع خداونگار دنیای مردگان بود، دنیای زیر زمینی که در آن حبس میشده، خدایی مغرور که اهدافی هولناک را در سر می پرورناده ... نرگال از ظهور خود و شیطان سخن می گوید، قطعا میدانید که جایی در بین النهرین که همین حالا هم درون جنگ قوم یهود و اسلام به سر میبرد زندگی میکرده (شاید شما میدانید که نماد آن رمان های آبی رنگ پرچم صهیونیسم ها همین دو نهر است و ستاره داودی که بین آنهاست به معنی بین انهرین برای یهود ...) زمانی معابد شیطان گرایان و ساتانیسم ها در آن خته برپا بوده و کار و کاسبی خوبی هم داشتند ... گویند روزی شیطان بر انتقام خویش قیام کرده و پیامبران را به بند می کشد، کسانی که وی را از بین النهرین بیرون ساختند ... نرگال از آن بازگشت حرف میزند، و بر خود درود می فرستد ...
.
Hosanna Hosanna
"مرگ بر تو ای منجی"
Hosanna Hosanna نوعی شعار در مراسمات آئینی گوتیک هاست ... نوعی شعار که در آن منجی را به سخره گرفته و به وجود او مرگ می فرستد ...
.
Tribe ov Judah decimate
"قوم یهود به هلاکت میرسد"
در آن دوران یهودیان نیز نابود خواهند شد ... شیطان تا زمانی بر بالهای قوم یهود می نشیند که برایش ارزش داشته باشند، اما همین که خرش از پل گذشت ... که حتی همین ضرب المثل هم بسیار پیچیده است او پیاده خواهد شد و به خدا ثابت می کند که افضل آفریده ها شیطان است نه انسان ...
.
Hosanna Hosanna
"مرگ بر تو ای منجی"
.
Root ov David eradicate
"نسل داوود از بین می رود"
داود یا همان دیود از پیامبران الهی است که اهداف بنی اسرائیل را در دوران حکومتش به چالش کشید ... داود از قدیسان قوم یهود بوده اما ساتانیسم ها در دوران وی و سلیمان بود که به دنیای خاموش تبعید شدند، در دوران آنها جنیان را به سان بردگان گرفته و به بند کارهای سخت می کشیدند ... حال نرگال از زمانی سخن می گوید که نسل داود از بین خواهد رفت
.
Hosanna Hosanna
"مرگ بر تو ای منجی"
.
Let wine ov Sodom fill our mouths
"امیدوارم به روزی که همه ما از شراب سدوم سرمست شویم"
نرگال در آن آخرالزمان به جهشی فرامتنی امیدوار است، به شهری که سالهاست سوخته و از بین رفته است، شهر سدوم، شهری در بین النهرین بود که در آن بسیار زشتی ها و پلیدی ها رواج داشت ... از آن شهر بود که لواط و هم جنس گرایی میان آدمیان رسوخ کرد، شهر گناه عهد قدیم که ظهور پیامبر خوبی ها آن را نابود گردانید ... حال نرگال امید به روزی دارد که سدوم آزادگشته و جنیان از شراب و می سرخش سرمست می شوند ...
.
Hosanna Hosanna
"مرگ بر تو ای منجی"
.
May Sin ov Gommorah grace our hearts
"باشد تا گناهنمان ما را در عموره به رستگاری برساند"
عموره نیز همچون سدوم و سه شهر دیگر، پایتخهای گناه دوران ماپیش از ظهور اول نام داشتند، نرگال امید به روزی بسته که ساتان ها اعمال گوتیک وارشان را در عموره برپا ساخته و آنقدر گناه کنند که به رستگاری برسند ... شاید گناه انها را از بند این دنیا رهایی داد ...
.
.
.
به نظر میرسد با اندک برداشتی از اشعار بهیموث در ترک "به صور خود بدم ای جبرئیل" آشنا شده باشید، در واقع نرگال و صور جبرئیل بدان معناست که روزی خواهد آمد که قوم آدمی در بند جنیان قرار گیرد ... حال در گذر از اشعار معناگرای بهیموث به چرایی ویدیو و اشکال نمادگرایانه آن میپردازیم ... اصلا بگذارید از نام نرگال شروع کنیم، شاید در تفسیر اشعار اشاره کرده باشم که نرگال خدای دنیای مردگان است پس بگذارید به نام گروه اشاره کنم، بهیموث نام افضل آفریده های پروردگار است ... جانوری به سان کرگدن و فیل، بسیار عظیم الجثه و دهشتناک که در آئین ساتانیسم ها آخرالزمان لانه خود را ترک گفته و آدمیان را زیر پاهایش له میکند ... اینکه نام گروه بهیموث است، شاید این دلیلی باشد که ما دوباره خیال کنیم آخرالزمان فرا رسیده و همان موجود مخوف نیز دارد ما را زیر پاهایش خرد میکند، شاید پاهای عظیم او همین سازهای دث متالی باشد که آدمی را به فکر فرو برده و از درون ویران می سازد ... به هر حال این چیزی است که گروه می خواهد ... یعنی می خواهند جانور انسان کش پایان راه باشند ... به درون ویدیو میریم جایی که چشم آدمی رو به معبدی مکعب شکل باز میشود، معبدی در دل تاریکی، و در تضاد کعبه ... کعبه خود سیاه است و اطرافش سفید اما این معبد خود رنگ روشن دارد و اطرافش را با بهره گیری از ترفندهای کامپیوتری تیره کرده اند شاید خیلی شبیه به تایجیتو ... معبدی که در دیوارهایش نماد مثلث و تک چشم فراوان است، مثلثی وارونه و چشمی جهان نما ... شاید به معنای همان ظهور سوم دجال که بسیار پیچیده تر از ظهورهای دیگر شیطان بود، نظم نوین جهانی ... بگذارید از این رو نیز گذر کرده و وارد بحثی نشویم که پایانی ندارد ... در کات بعدی دختری را میبینیم که میان گندم زاری وسیع سرگردان و حیران به دنبال حقیقت میگردد ... در مرسومات گوتیک دختر نیز یکی از قربانیان ستانیسم ها است ... گوتیک ها دختران جوان را به معابد مقدس خود برده و چشمان آنها را درمی آورند ...بدنهایشان را پاره پاره کرده و از خون جاری جرعه ای می نوشند ... در کنار دخترها، آنها کودک خواری را نیز فراموش نمی کنند، کودک خواری یکی از راه های رستگاری گوتیک ها در مراسمات مذهبی خودشان است ...
به هر حال به جایی میرسیم که دختر جوانی میان گندم زار سرگردان است، گندم زار از نمادهای بسیار مقدس کلیساست و پیامبران خدا بارها و بارها از گندم و نانی که برمی آورد به عنوان نعمت و روزی خلق الله یاد کرده اند، حال دختری در میان نعمات الهی گویی در پی چیزی بیش از این است ... پس از این رو گندم زار را ترک می گوید ... در کات بعدی وارد جنگلی پر از درختان کاج می شویم، کاج نماد تکبر و غرور است، جنگل در این کات بسیار نزدیک به جنگل ورجاوند است، که در آن حقیقت ها پرده کنار زده و خود را نمایان می کنند ... حتما داستان جنگل ورجاوند را بخوانید که بسیار داستان عمیق و زیبایی است ... شاید دختر در پی آن جنگل است شاید هم چیز دیگری ... پلان بعدی نمای بسیار زیبایی از یک گرگ در کمین است، گرگ در فلسفه هابز نماد انسان است ... جالب است بدانید هابز کتابی با نام بهیموث نوشته و در آن به تفسیر مکاشفات یوحانا پرداخته به هر حال .... گرگ اگر نماد آدمی باشد ... حال تدوین با پس هم گماشتن حیرانی دختر و گرگ ... گویی به ما مفهومی از فرار روح آدمی از دست جسمش به سوی حقیقت دارد ... دختر که البسه سفید بسان ارواح به تن دارد احتمالا سندی است بر این مدعا ... حال که روح سراسیمه به دنبال حقیقت میگردد و جسم انسانی به دنبال خویش است داستان با ورود مردی سیاه پوش کمی دهشتناکتر نیز می شود ... مردی که چهره اش زیر آن کلاه شاپو پنهان شده ... بره ای را بر دوش گرفته و از دل جنگل میگذرد ... بره اما در سنت ساتانیسم گرایی به معنای مسیح است ... آنها عقیده دارند، مسیح شبیه به بره ها قربانی شد تا انسانها به راه راست هدایت شوند ... از این رو نماد شیطان گرایی بز است با دو شاخ بلند که رو به روی بره می ایستد ... آنها مسیح مصلوب را به سخره گرفته و وی را قربانی امیال خدا میدانند ... دختر به دره ای میرسد که در آن سه جن ایستاده و او را نظاره میکنند، دو تن بر طبل خود میزنند و در میانه هم جنی ایستاده در حال روایت خوانی است ... جنیان شبیه به نمورها هستند ... به همان شکل چهره ای پوشانده و شاخهایی بلند و انگار نگهبانان و پاسبانان معبد شیطان اند ... البته پرسونای آنها همان بز پوفمنت که در میان پنتاگرام میبینیم است ... دختر پس از نظاره آنها وارد دالانی مخوف از معبد شیطان شده و گویی حال او نفس اماره خود را بر مسند ادراک خویش نشانده و بنده امیال دنیوی میشود ... در آئین گوتیک هر فردی که شیطان گرایی را در پیش گیرید ابتدا می بایست از خون چشمان خود بنوشد ... دختر نیز همچنین میکند ... در این میان مرد سیاه پوش شاپویی همین که بره را به دوش گرفته از میان گندم زار عبور می کند، در میانه های راه شاید اندکی دستانش را به شاخه های گندم کشانده و به دوربین ها نشان دهد که در دستانش حلقه ازدواج دارد ... اینجاست که میگویم موزیک ویدیوی جاه طلبی میبینیم ... حال شاپویی شخصیت انسانی خود را نمایان می کند برای لحظاتی از فرامتن جدا شده و سندی برای رد تمام پیش داوری هایمان میگذارد ... مرسومات یکی پس از دیگری انجام میشوند، دختر خون خود را میبلعد، و کاتهایی سمبلیک از پنتاگرام، صلیب وارونه،آنخ، بز، مثلث و تک چشم، آنارچی و غیره میبینیم که هر یک تفسیری داشته و معنایی نهفته در دل خویش ... دخترک شیطان پرست شده از فضولات خود تناول کرده و ریشه میدهد ... در پلانهایی او را بسان ملکه ها در البسه ای رسمی میبینیم که نشان از رستگاری وی دارد ... به هر حال خوک بر زمین نشسته و قربانی جشن و سروری است برای عضو جدید کارخانه گوتیک سازی سینما ... حال نوبت جبرئیل است که در شعر نیز نقش بسزایی داشت ... جبرئیل در صور خود بدم، جبرئیل کور شده و عریان، او حال که دختر از امیال نفس اماره خود پیروی کرده و جسم خود و نعمت الهی را رها ساخته و شیطان را برگزیده چاره ای جز اطاعت از شیطان ندارد ... جبرئیل در صور خود میدمد، آخرالزمان فرارسیده انسان و شیطان پیروز می شوند ... حال نوبت به آن مرد کلاه شاپویی است! او کی بود؟! حال که همه چیز تمام شده واقعا او چه توان به دنیا اضافه کرد ... او بره را در پیشگاه درخت شیبالبا زمین زده و به دوربین مینگرد ... درخت شیبالبا همین دوربین است و ما قاضی ویدیو ... ما قربانی وی را میپذریم ... مرد که بود؟!
او نرگال بود که مسیح را به دوش گرفته و رو به روی دوربین قربانی کرد ... نرگال به نشان داد که سینما میتواند چشم جهان نمای آخرالزمان باشد ... و شیطان را پیروز بر خدا ... او بره را قربانی کرد، نرگال مسیح را رو به روی ما ذبح می کرد و ما فقط تماشاچی بودیم ... اینجاست که ویدیو بسیار بسیار خودپسندانه و رندانه به نظر می آید ... بره میپوسد و تکه تکه میشود، جبرئیل به آدمی نگاه میکند و در انتها گرگ (نماد انسان) به دوربین ... تمام
این ویدیو درباره آخرالزمان است، درباره همین امروز که شیطان به واسطه سینما و تصویر در حال رسوخ کردن میان انسانهاست، او مسیح و پیامبران الهی را سالهاست زمین زده و قربانی ایشان ساخته و ادراک انسانها را از جنابتان ستانده و نفس اماره را برگزیده ... بیاید او را بهتر بشناسیم ... بهیموث هرچقدر هم در تدوین ابعاد شیطانی تصویری عالی عمل کنند، هرچقدر در ترکیب آلات هنری موسیقی شاهکار باشند اما شکست ناپذیر نیستند ...
.
.
.
اندکی درباره آلبوم ... این آلبوم با نام ساتانیست یا همان شیطان پرست در سال گذشته 2013 ریلیز شد و تا جایی که من به یاد دارم از منتقدان متا نمره بسیار بالای 92 از 100 را گرفته بود که آن را همردیف بهترین آلبوم های تاریخ قرار میداد ... به هر حال باید کلاه رو به روی این شاهکار از سر برداشت و به آنها غبطه خورد ... هووووف خسته شدم!!!
.


برچسب ها: عاشقای بهیموث بیان تو (تحلیل موشکافانه جبرئیل ...) ، بهیموث ، تحلیل اهنگ با شیطان برقص ، با شیطان برقص ، اهنگ با شیطان برقص ، ترجمه اهنگ با شیطان برقض ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 7 تیر 1394 01:11

شنبه 14 مرداد 1396 09:36
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to more added agreeable from you! However, how could we communicate?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر