تبلیغات
اللهم عجل لولیک الفرج و سهل مخرجه - مطالب دعا برای حل مشکلات

نمازی برای رفع مشکل ترین گرفتاری های دنیوی!

نویسنده : MohoMo یکشنبه 27 بهمن 1392 08:30  •    ارسال شده در: احادیث دعا برای حل مشکلات آموزش های متفرقه مقاله

 بی شک یکی از دستورات ائمه اطهار (ع) در هنگام دچار شدن به گرفتاری های دنیوی، متوسل شدن به خداوند می باشد و یکی از این راه های توسل، به جا آوردن نمازهایی می باشد که از سوی این بزرگواران توصیه شده است.






در این باره از حضرت رضا (ع) نقل شده است: چون گرفتاری شدیدی برایتان پیش آید که شما را غمگین نمود دو رکعت نماز بخوانید، در رکعت اول فاتحه و آیة الکرسی، و در رکعت دوم فاتحه و سوره قدر. بعد قرآن را بر بالای سر بگذار و ده بار بگو: «اَللهُمَ بِحَقّ مَن اَرسَلتَهُ اِلی خَلقِکَ وَ بِحَقِّ کُلِّ آیَةٍ وَ بِحَقّ کُلَّ مَن مَدَحتَهُ فیهِ عَلَیکَ وَ بِحَقِکَ عَلَیهِ وَ لاتَعرِفُ اَحَدا اَعرَفُ بِحَقِکَ مِنک». پس ده بار بگو: «یا سَیِدی یا الله» ده بار «بِحَقِ مُحَمَدِ» ده بار «بِحَقِ عَلیٍ» ده بار «بِحَقِ فاطمة» ده بار «بِحَقِ الحَسَن» ده بار «بِحَقِ الحُسین» و همین طور تمام ائمه را می شماری تا حضرت ولی عصر (عج). همانا از جای خود برنخاسته باشید تا حاجتتا رنوا شود، ان شاءالله، و در جایی دیگر از حضرت امام رضا (ع)روایت شده است که ایشان در پاسخ فردی گرفتار بیان داشته اند: دو رکعت نماز بخوان و در هر رکعت بعد از حمد سیزده بار سوره قدر. چون فارغ شدی سجده کن و بگو: «اَللهُمّ یا فارِجَ الهَمّ وَ کاشِفَ الغَمّ وَ مُجیبَ دَعوَة المُضطَرّین وَ رَحمنَ الدّنیا وَ رَحیمَ الآخِرَة صَلّ عَلی مُحَمد وَ آل مُحَمد وَ ارحَمنی رَحمَة تُطفِئ بِها عَنّی غَضَبَکَ وَ سَخَطَکَ وَ تُغنِیَنی بِها غَمّن سِواک» بعد گونه راست را به زمین بچسبان و بگو: «یا مُذِلّ کُلّ جَبّار عَنید وَ یا مُعِزّ کُلّ ذَلیلِ وَ حَقّکَ قَد بَلَغَ المَجهُودُ مِنّی فی اَمرٍ کَذا فَفَرّج عَنّی». پس گونه چپ را به زمین بچسبان و بگو مانند آن را، بعد به سجود برگرد و مانند آن را بگو، پس بدان خداوند غم تو را فرج می دهد و حاجتت را روا می سازد.

همچنین از امام سجاد (ع) روایت شده است که فرموده اند: هرگاه گرفتاری برای یکی از شما پیش می آمد، تمیزترین جامه هایش را بپوشد و وضو بگیرد و به پشت بام رود و چهار رکعت نماز بخواند. در رکعت اول حمد و سوره زلزلت، و در رکعت دوم حمد و سوره نصر، و در رکعت سوم حمد و سوره کافرون، و در رکعت چهارم حمد و توحید را. بعد سر به آسمان بردارد و بگوید:
«خداوندا! تو را قسم می دهم به اسمائی که اگر بر درهای بسته آسمان بخوانی باز می شود، و اگر برای گشاده شدن تنگی های زمین ها بخوانی گشاده می گردد، و به اسماء تو که اگر برای مشکلات بخوانی آسان گردد و به اسمائی که اگر بر قبرها بخوانی برانگیخته می شوند. بر محمد و آل او درود فرست و مرا حاجت روا باز گردان».
سپس حضرت زین العابدین (ع) فرمودند: به خدا هیچ کس پس از این عمل قدم بر نمی دارد، مگر آن که حاجت او روا می گردد، ان شاء الله تعالی.

منابع:
1- طبرسی. مکارم الاخلاق: 326، 329، 338.
2- عزیزی. نمازهای مستحبی. 175، 189، 185.



برچسب ها: نمازی برای رفع مشکل ترین گرفتاری های دنیوی! ، jlhc ، نماز ، دعا ، حل مشکلات ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 27 بهمن 1392 08:32

حکایت‌هایی خواندنی از آیت‌الله بهجت (ره)

نویسنده : MohoMo دوشنبه 11 آذر 1392 23:21  •    ارسال شده در: مقاله دعا برای حل مشکلات

روزی چند دقیقه زودتر برای درس به خانه آقا رفتم، دیدم پیرمردی نشسته و آقا به او توجهی خاص دارد، بعد از دقایقی آقا فرمود: ایشان (آن پیرمرد) هرگز بی وضو نمی خوابد، اگر شبها چندین بار هم بیدار شود باید حتماً وضو بسازد.


همه در ادامه مطلب 

ادامه مطلب
برچسب ها: حکایت‌هایی خواندنی از آیت‌الله بهجت (ره) ، آیت‌الله بهجت (ره) ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 11 آذر 1392 23:22

وقتی امام خمینی از آیت الله نخودکی کیمیا خواست، چه پاسخی شنید؟

نویسنده : MohoMo دوشنبه 4 آذر 1392 02:48  •    ارسال شده در: دعا برای حل مشکلات مقاله

سالک الی الله آیت الله حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی در حرم امام رضا (ع) خطاب به امام خمینی: چه اصراری دارید چیزی را که ممکن است موجب خسران شود، یاد بگیرید؟ اما من چیزی را به شما یاد می‌دهم که برایتان خسارتی ندارد و محتاج دیگران هم نمی‌شوید.

سالک الی الله آیت الله حاج شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی در حرم امام رضا (ع) خطاب به امام خمینی: چه اصراری دارید چیزی را که ممکن است موجب خسران شود، یاد بگیرید؟ اما من چیزی را به شما یاد می‌دهم که برایتان خسارتی ندارد و محتاج دیگران هم نمی‌شوید. 

روایت اول: (به نقل از فرزندآیت الله موسی شبیری زنجانی)

مطلبی را درباره منزلت و جایگاه آیه سوم سوره طلاق " ویرزقه من حیث لایحتسب ومن یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بلغ امره قد جعل الله لک شی قدرا" با یکی از روحانیون سرشناس تهران بحث می‌کردیم و چون در تاکید بر قرائت این آیه به همراه بخشی از آیه دوم همین سوره تردید وجود داشت از ایشان خواستیم در سفر امسال حج از علمای حاضر در این خصوص سوال نمایند.


ایشان پس از بازگشت از سفر در همین خصوص می‌گوید: با فرزندآیت الله موسی شبیری زنجانی این مطلب را در میان گذاشتیم و مطلبی که در خصوص دیدار ایشان و شیخ حسنعلی نخودکی مطرح بود را مورد سوال قرار دادیم .ایشان در تماس تلفنی با این مرجع تقلید اصل ماجرا را جویا شده و به شرح ذیل بیان می‌کنند.

مطلب مذکور در نشریه زائر منتشر و در اختیار حجاج بیت الله الحرام قرار می‌گیرد و از آنجا که دارای اهمیت خاصی از جهات نمایش اوج عرفان این شیخ فاضل ،صداقت امام خمینی (ره)در کلام و ...می‌باشد بر آن دیدیم تا با انتشار آن در ترویج آن قدمی برداشته باشیم .

شرح ماجرا به نقل از فرزند آیت الله شبیری زنجانی از زبان پدر بزرگوارشان این‌گونه نقل می‌شود که :

در سفری که امام خمینی(ره) و پدرم برای زیارت به مشهد مقدس رفته بودند امام در صحن حرم امام رضا (ع) با سالک الی الله حاج حسنعلی نخودکی مواجه می‌شوند. امام امت (ره) که در آن زمان شاید در حدود سی الی چهل سال بیشتر نداشت وقت را غنیمت می شمارد و به ایشان می‌گوید با شما سخنی دارم.حاج حسنعلی نخودکی می‌گوید: من در حال انجام اعمال هستم، شما در بقعه حر عاملی (ره) بمانید من خودم پیش شما می‌آیم. بعد از مدتی حاج حسنعلی می‌آید و می‌گوید چه کار دارید؟

امام (ره) خطاب به ایشان رو به گنبد و بارگاه امام رضا (علیه‌السلام) کرد و گفت: تو را به این امام رضا، اگر (علم) کیمیاداری به ما هم بده؟

حاج حسنعلی نخودکی انکار به داشتن علم (کیمیا) نکرد بلکه به امام (ره) فرمودند:اگر ما «کیمیا» به شما بدهیم و شما تمام کوه و در و دشت را طلا کردید آیا قول می‌دهید که به جا استفاده کنید و آن را حفظ کنید و در هر جایی به کار نبرید؟

امام خمینی (ره) که از همان ایام جوانی صداقت از وجودشان می‌بارید، سر به زیر انداختند و با تفکری به ایشان گفتند: نه نمی‌توانم چنین قولی به شما بدهم.

حاج حسنعلی نخودکی که این را از امام (ره) شنید روبه ایشان کرد و فرمود: حالا که نمی‌توانید «کیمیا» را حفظ کنید من بهتر از کیمیا را به شما یاد می‌دهم و آن این که:

بعد از نمازهای واجب یک بار آیه الکرسی را تا «هو العلی العظیم» می‌خوانی.

و بعد تسبیحات فاطمه زهرا سلام الله علیها را می‌گویی.

و بعد سه بار سوره توحید «قل هو الله احد» را می‌خوانی.

و بعد سه بار صلوات می‌گویی: اللهم صل علی محمد و آل محمد

و بعد سه بار آیه مبارکه: وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا ؛

(سوره طلاق آیه 2 و 3) (هرکس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد، و هرکس بر خداوند توکل کند کفایت امرش را می‌کند، خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند، و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است.)

را می‌خوانی که این از کیمیا برایت بهتر است.

روایت دوم:آیت‌الله سید جعفر شبیری زنجانی:

امام و مرحوم ابوی بالا سر حضرت امام رضا علیه‌السلام، آشیخ حسنعلی را می‌بینند. می‌آیند که با ایشان صحبت کنند، ایشان زیارت می‌خواندند و اشاره می‌کنند بروید جلوی مدرسه حاج ملا جعفر، زیارت را که خواندم، به آنجا می‌آیم.

به آنجا می‌آیند و ظاهراً امام به ایشان می‌گویند: «شما را به این حضرت رضا علیه‌السلام قسم می‌دهیم که علم کیمیا را به ما یاد بدهید».

ایشان می‌گویند: «اگر همه کوه‌های عالم را طلا کنید، آیا اطمینان دارید که از آنها سوء استفاده‌ای نشود؟»

امام می‌گویند: «نه، اطمینان نداریم.»

می‌گویند: «پس چه اصراری دارید چیزی را که ممکن است موجب خسران شود، یاد بگیرید؟ اما من چیزی را به شما یاد می‌دهم که برایتان خسارتی ندارد و محتاج دیگران هم نمی‌شوید».

این را نشنیده بودم، بعداً از اخوی بزرگ حاج آقا موسی شنیدم و کاملش را برایم بیان کردند.

ایشان می‌گویند آشیخ می‌گفتند اول آیة‌الکرسی می‌خوانید، بعد تسبیحات حضرت زهرا«سلام الله علیها»، بعد سه تا قل هو الله و سه صلوات و سه مرتبه « وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا » ( سوره طلاق، آیات 2 و 3).

پدرم می‌فرمودند بعد از آن دیگر هیچ وقت محتاج نشدم. 

روایت سوم: به نقل ازمرحوم آیت الله بهجت ره

آیت الله محمدی ری شهری: در تاریخ 19/3/1383 (۲۵ شوال ۱۴۲۵ ) خدمت مرحوم آیت الله بهجت رسیدم. حال ایشان بهتر از ملاقات قبلی بود. فرزند ایشان گفت که ماه رمضان را روزه گرفته‌اند.

در مورد دیدار امام خمینی با شیخ حسنعلی نخودکی در جوانی و دستور العمل ایشان به امام - که بعد از هر نماز، سه بار سوره توحید و سه بار صلوات و سه بار آیه «و من یتق الله ...» را قرائت کند - پرسیدم.

پاسخ دادند : «ایشان با سید احمد زنجانی، پیش آقای شیخ حسنعلی نخودکی می‌روند و از او علم کیمیا می‌خواهند. ایشان جواب می‌دهد که : آیا متعهد می‌شوید که آن را در غیر آنچه مرضی خداوند متعال است، مصرف نکنید؟

هیچ یک، متعهد نمی‌شوند. بعد می‌گوید : چیزی می‌دهم که بهتر از کیمیا باشد. و آن دستور العمل را می‌دهد».

آیت الله بهجت، ترتیب اذکار را دقیق به یاد نداشتند؛ ولی فرمودند : «در بحار هست؛ اما مرحوم نخودکی، بخشی از آن را اخذ کرده است».

آیت الله بهجت اضافه کردند : «شاید اگر آقای خمینی به آقای نخودکی می‌گفتند که کیمیا را با استخاره مصرف کنیم، به آنان می‌داد».

شیخ حسنعلی به امام فرموده بود که این دستورالعمل برای انجام شدن هر خواسته‌ای، مناسب است.

 روایت چهارم: به نقل از آیت الله شهید حاج آقا مصطفی خمینی ره

این جانب (آیت الله محمدی ری شهری) قبلاً از برادر بزرگوارم حجت الاسلام و المسلمین آقای علی اکبر الهی خراسانی شنیده بودم که با یک واسطه از آیة الله حاج آقا مصطفی خمینی نقل کردند که :

امام خمینی در جوانی همراه با یکی از رفقایش در مشهد با شیخ حسنعلی نخودکی، ملاقاتی داشته و از ایشان تقاضایی نموده است. آقای نخودکی هم به ایشان گفته : پس از هر نماز واجب، سه مرتبه سوره توحید را بخوان و سه بار صلوات بفرست و سه بار آیه «و من یتق الله یجعل له مخرجا» و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بلغ امره قد جعل الله لکل شیء قدرا «را قرائت کن.».

امام فرموده بوده که : رفیق ما به صورت منقطع به این توصیه عمل کرد؛ ولی من از آن موقع تاکنون، آن‌را ادامه داده‌ام و هر چه دارم، از آن دارم.

البته در نقل از حاج آقا مصطفی، رفیق همراه امام، سید محمد صادق لواسانی گزارش شده؛ اما نقل صحیح، همان است که آیت الله بهجت فرموده‌اند.  

روایت پنجم: به نقل از آیت الله حاج آقا موسی شبیری زنجانی

آیت الله محمدی ری شهری: همچنین در تاریخ ۱۳۸۳/۱۲/۸، تلفنی از حضرت آیت الله حاج آقا موسی شبیری زنجانی جریان درخواست امام و مرحوم شیخ حسنعلی در حرم حضرت رضا «علیه‌السلام» را پرسیدم. ایشان فرمود :

"خودم این جریان را از پدرم (آیت الله سید احمد زنجانی) نشنیده‌ام؛ ولی طلبه‌ای به نام سید صادق ... نقل کرد که : خوابی دیدم و به نماز پدرتان رفتم. دیدم که بر سر قبر قطب راوندی، برای ایشان فاتحه می‌خواند. به ایشان گفتم : شنیده‌ام کیمیا دارید؟ فرمود : بیا برویم صبحانه منزل! با هم رفتیم. بعد برایم تعریف کردند که یک سال با آقای خمینی، در مشهد بودیم. حرم، مشرف شدیم. شیخ حسنعلی هم مشغول بود و از روی مفاتیح _ که گویا تازه چاپ شده بود _ زیارت می خوند. ایشان (آیت الله خمینی) به او گفت : تو را به این حضرت، حاجتی دارم. شیخ گفت : سید بگذار زیارت کنم. بعد... قرار شد سر قبر شیخ حر عاملی با هم صحبت کنیم. شیخ وقتی زیارتش تمام شد، آمد.».

خواسته آیت الله خمینی گویا کیمیا بوده است. شیخ پرسید : اگر علم کیمیا داشتید و قدرت این را داشتید که کوه‌های دنیا را طلا کنید، مطمئن هستید که از این علم، سوء استفاده نمی‌شود؟ ایشان جواب دادند : نه.

ایشان فرمود:اگر مطمئن نیستید، من چیزی را می‌گویم که {دیگر } مشکل مالی نداشته باشید و خطر هم نداشته باشد:

بعد از هر نماز، سه بار «قل هو الله احد» را بخوانید. بعد، سه بار صلوات و سه بار آیه «و من یتق الله» تا «قد جعل الله لکل شیء قدرا» را تلاوت کنید.

حاج آقا موسی اضافه کردند که :پس از این جریان، یک وقت پدرم این جریان را برای کسی نقل می‌کرد که من، آخرهای آن را از ایشان شنیدم.

روایت ششم: به نقل از آقای مقدادی (ره) فرزند مرحوم نخودکی

آیت الله محمدی ری شهری: یک نکته هم اضافه می‌کنم که از پسر شیخ نخودکی، آقای مقدادی (حاج شیخ علی مقدادی اصفهانی- متوفای ۱۳۸۸/۱۲/۲۷) با واسطه شنیدم که قبل از سوره توحید، آیة الکرسی را اضافه کنند و گفتند که این مطالب در روایتی آمده است.

اگر چه برخی، این اضافه را از فرزند مرحوم نخودکی نقل کرده‌اند، ولی آقا (آیت الله بهجت)، فرمود : «به گمانم او در شرحی که برای پدرش نوشته، این اضافات را نیاورده است» و مقصودشان کتاب نشان از بی نشان‌ها بود.

 منبع: کتاب زمزم عرفان، نوشته آیت الله محمدی ری شهری



برچسب ها: کیمیا ، امام خمینی و کیمیا و ایت ااه نخودکی ، mohomo ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 آذر 1392 02:52

دفع چشم زخم

نویسنده : MohoMo دوشنبه 4 آذر 1392 02:31  •    ارسال شده در: دعا برای حل مشکلات

-این حرز برای رفع چشم زخم مجرب است .سوره «فاتحة الکتاب»را بخواند وسپس بنویسد (وبه همراه داشته باشد)

بِسمِ اللهِ اُعیذُ (اسم خودش ومادرش را بنویسد)بِکَلِماتِ اَللهِ التّاماتِ مِن شَرِّ ماخَلَقَ.

2-ایات زیر را خوانده وبخود بدمید برای چشم زخم مجرب است:

«لَخَلقُ اَلسَّمواتِ وَالاَرضِ اَکبَرُ مِن خَلقِ النّاسِ وَلکِنَّ النّاسَ لایَعلَمونَ.فَارجِعِ

اَلبَصَرَ کَرَّتَینِ یَنقَلِبُ اِلَیکَ البَصَرُ خاسِئاً وَهُوَ حَسیرٌ»(غافر/57وملک/4)

3-ایات 3و4/سوره ملک برای دفع چشم زخم ورفع نظر مجرب است:

«اللهم رب مطر حابس .....(تا)وهو حسیر»

این حرز را در جلد چرمی یا در پارچه ای قرار داده وکسی که مورد چشم زخم واقع شده است به همراه خود بر بازویش ببندد (همچنین ابتدائا یک مرتبه ان را بخواند)




برچسب ها: دفع چشم زخم ، دعا ، سحر ،
آخرین ویرایش: - -

دعایی که مشکلات دختران جوان را برطرف می کند

نویسنده : MohoMo دوشنبه 4 آذر 1392 02:31  •    ارسال شده در: دعا برای حل مشکلات

نجشنبه یا جمعه(روز یا شب) رو به قبله در ابتدا فاتحه رو می خونیدوشروع به خواندن سوره ی انعام میکنیدتا ایه ی ((مثل مااوتی رسل الله))-----سپس بر می خیزید ودورکعت نماز حاجتبه این صورت می خوانید:در هر دو رکعت حمد ۷ مرتبه وسپس ایه الکرسی ۷ مرتبه وسورهی کوثر نیز ۷ مرتبه .بعد از اتمام نماز سوره را از ((الله اعلم حیث....(تا اخر سوره) )) می خوانید.انگاه سر به سجده می گذارید و۷۰ (هفتاد)مرتبه می گویید:"لااله الله محمد رسوال الله " وملتمسانه از ذات باریتعالی حاجت بطلبید .محال است که رد حاجت شوید.

برچسب ها: دعایی که مشکلات دختران جوان را برطرف می کند ، دعا ، سحر ،
آخرین ویرایش: - -

چگونه می توان سحر های بزرگ را باطل کرد؟

نویسنده : MohoMo دوشنبه 4 آذر 1392 02:29  •    ارسال شده در: دعا برای حل مشکلات

باطل السحر

1-برای ابطال سحر کلمات زیر را بر کاغذی نوشته و بر گردن اویزان کنید که بسیار مجرب است:

«بسم الله الرحمن الرحیم عزمتُ علیکم بما عذیت به سلیمان انه من سلیمان وانه بسم الله الرحمن الرحیم اهّیا شراهیّا بطوشا اجبارا پلموسا قهارا بحق کهیعص ذکر رحمة ربک زکریا اذنادی ربه نداءً خفیّا کما قل اعوذ برب النّاس ملک الناس..... (تا اخر سوره ی ناس را می نویسی).

2-هر کس را که سحر کرده باشند نقش زیر را 11 مرتبه نوشته در طول 11 روز با اب، شسته وبخورد .به اذن خداوند شفا یابد .مجرب است.(ترجیحا با زعفران بنویسید.)

246

260

257

254

258

253

247

259

252

255

262

248

261

249

251

256

 

3-برای کسی که سحر شده است این عمل مجرب است .بر روی رگ راست گردن او از بالا به پایین نوشته شود«کهیعص» وبر روی رگ چپ گردن او نیز از بالا به پایین نوشته شود«حمعسق» .باید این ایات بزرگ نوشته شود ودر طهارت کامل باشید.

4-مرحوم کوهستانی رحمة الله می فرمود:اگر انسان تعقیبات نمازهای روزانه را مرتب بخواند همه چیز در انها هست ونیاز به دعاهای ابطال سحر ندارد.

5-برای معالجه ی کسی که سحر شده وقادر بر جماع نیست ،سه عدد تخم مرغ پخته را پوست گرفته وبه ترتیب بنویسید بر تخم مرغ اولی:«حتی اذا رکبا فی الفلک خرقها» (کهف/71) وبر دومی بنویسید:«اولم یر الذین کفروا ان السموات والارض کانتا رتقا ففتقناهما وجعلنا من الماء کل شی حی افلا یومنون» وبر سومی:«فاستغلظ فاستوی علی سوقه» .پس اولی را بخورد .اگر گشاده شد فبها.وگرنه دومی را خورده .واگر نشد با خوردن سومی حتما گشاده خواهد شد.(با زعفران بنویسید)

6-چنانچه مرد وزنی که تمایل زناشویی ندارند وسحر شده اند عمل زیر را انجام دهند سحر انها باطل خواهد شد:

مرغ سیاهی تهیه کرده ومنتظر تخم گذاری او باشند ،بلافاصله بعد از تخم گذاری ،ان را اب پز کرده .قسمت بالایی تخم مرغ که تیزتر است این حروف نوشته شود:«مالامالالالالا» .سپس تخم مرغ را شکسته ،نیمی از ان را زن ونیمی دیگر را مرد بخورد سحر باطل خواهد شد .این عمل مجرب است .

7-از امور مجرب برای زنی که سحر شده وبسته شده ان است که هم وزن  یک قران اب تهیه نماید وبا همان اب غسل کند .این عمل سریعا اثر می بخشد.(قابل توجه خانمهایی که در امر ازدواج بسته شده اند وهمچنین خانمها یی که در امورات دیگر بستگی در کارشان هست ودست به هر کاری می زنند به بن بست می رسند واموراتشان پیش نمی رود)

8-برای ابطال سحر (ایه ی 81/سوره ی یونس) را نوشته وبر گردن خویش اویزان کند یا بر کاشی نوشته بشوید وبخورد .این عمل بسیار مجرب است.«فلما القوا قال موسی ما جئتم......(تا) عمل المفسدین»




1:هر کس (ایه ی 102/سوره ی بقره) را بر طشتی بنویسد(منظور ظرف) وبا کندر بخور دهد در خین نوشتن ایه وبا اب بشوید واز ان بخورد سحر وجادو بر ان اثر نخواهد کرد:(واتبعوا ما تتلو الشیاطین ...الی اخر)

2:اگر (ایه ی 144/ال عمران) را بر کسانی که جادو گری وسحر می کنند بخوانند سحرشان موثر واقع نمی شود وتاثیری ندارد:(وما محمد الا رسول....(تا)سیجزی الله الشاکرین)

3:اگر (ایه ی 144/ال عمران )را بر جامه ی زن یا دختری که برایش سحر کرده اند بنویسد سحرش باطل می شود

4:هر کس (ایه ی 100/نسا) را بر دست راست بنویسد وان را بلیسد وتا هفت روز متوالی به این دستور عمل نماید در مدت عمر سحر بر او اثر نکند:(ومن یهاجر فی سبیل الله...تا اخر)

5:هر کس  7 روز (ایه ی 100/نساء)را یک بار در اغاز روز وپیش از انکه چیزی بخورد وضو بگیرد واین ایه را بر دست راست خود بنویسد وبلیسد سحر بر او اثر نمی کند

6:برای دفع جادوگران وسحر کنندگان وهمچنین دفع شیاطین (ایات 54-55-56/سوره اعراف)را که به ایه ی سخره معروف است را بخوانید:(ان ربکم الله الذی.....(تا) قریب من المحسنین)

7:رسول خدا به حضرت علی فرمودند:هر کس که از ساحر ویا شیطان بترسد باید (ایه ی 54/اعراف) را بخواند:(ان ربکم الله الذی....(تا)تبارک الله رب العالمین)

8:برای دفع سحر (ایه ی 81و82/سوره ی یونس)و (ایات 117-118-119/اعراف) را روی پوستی نوشته وبر شخص سحر زده ببندید

((فلما القوا قال موسى ما جئتم به السحر ان الله سیبطله ان الله لا یصلح عمل المفسدین (81)

و یحق الله الحق بكلماته و لو كره المجرمون (82)))

و((واوحینا الی موسی ان ...(تا) صاغرین))

۹:(ایه ی 81/اسراء)را با زعفران وگلاب بر کاسه ای چینی بنویسید وبه خورد شخص سحر زده بدهید ،از هر نوع سحری که

مبتلا باشد عافیت می یابد:(قل جاء الحق وزهق الباطل....الی اخر)

10:هر کس (سوره ی شعرا)را بنویسد وان را بر خروس سفید ببندد وان را رها کند ،ان خروس می رود ودر موضعی می ایستد که اگر انجا را بکنند در ان موضع گنج یا سحری دفن می باشد

11:از حضرت علی (ع) روایت است که (ایه ی 35/قصص) همراه با بسم الله وبالله ،تعویذ سحر وترس از سلطان (منظور فرد بزرگی ) است که باید 7 مرتبه خوانده شود:(باسم الله وبالله)،(سنشدعضدک باخیک ...(تا) الغالبون)

12:برای ابطال سحر هفتاد مرتبه(ایه ی 33/سوره ی الرحمن) را بر کاسه ی اب پاکی بخواند وبه گوشه های محل کسب وجلوی منزل مسکونی خود بپاشد که مجرب است:(یا معشر الجن والنس...(تا) الا بسلطان)



برچسب ها: چگونه می توان سحر های بزرگ را باطل کرد؟ ، دعا ، سحر ،
آخرین ویرایش: - -

دعا برای تسخیر جن و فرشته ها

نویسنده : MohoMo دوشنبه 4 آذر 1392 02:27  •    ارسال شده در: دعا برای حل مشکلات

۱:اگر کسی را سحر کرده باشند روز یک شنبه سوره ی مزمل را بنویسد وسحر کرده شده بخورد که ان شالله دفع می شود(باز هم تاکید می کنم برای نوشتن ایات وتعویذها وادعیه به ساعات نوشتن دعا دقت شود.استفاده از جدول های مربوط به هفته فراموش نشود)

۲:برای باطل شدن سحر این کلمات را ۳ روز هنگام صبح بر روی کاغذی نوشته وبراب جاری بیندازد:

بسم الله الرحمن الرحیم .

ذَکَرنا مِن حَیثُ نَسینا وَ عافینا مِن حَیثُ بَلَنا وَوَصَلنا مِن حَیثُ قَطَعنا وَصَلَّی اللهُ عَلیَ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ اَجمَعین

۳:اگر کسی سوره مبارکه ی تکویر را در خانه ای که سحر شده باشد بخواند وموضع سحر معلوم نباشدخداوند ان را ظاهر می نماید وشر ان را دفع می کند

۴:برای علاج سحر وبطلان ان(باطل کردن ان) یک مربع کشیده ودر اطراف ان بنویس:

فلما رایته اکبرنه...(تا) المجرمون (یونس/ایه ی ۸۲ و۸۳)----------->به قران مراجعه شود.(مجرب)

۵:از محمد بن عیسی روایت شده که گفت:از حضرت امام رضا(ع) در مورد سحر وجادو پرسیدم .فرمودند :ان حق است وبه اذن الهی ضرر می رساند .هر گاه سحری به تو اصابت کرد دستهایت را مقابل چهره ات بلند کرده وبران بخوان:

بِسمِ اللهِ العَظیمِ، رَبُّ العَرشِ العَظیمِ،اِلّا ذَهَبتِ وَانقَرَضتِ




برچسب ها: دعا برای تسخیر جن و فرشته ها ، دعا ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 آذر 1392 02:28

راه های رسیدن به اخلاص کدام است؟

نویسنده : MohoMo دوشنبه 4 آذر 1392 02:22  •    ارسال شده در: مقاله مهدویت و فراماسونری دعا برای حل مشکلات

راه مخلص بودن چیست؟ و چگونه می توانم کارها خودم را فقط و فقط برای خدا انجام دهم؟ لطفاً کتاب یا سایتی را معرفی کنید.

جواب در ادامه مطلب

ادامه مطلب
برچسب ها: راه های رسیدن به اخلاص کدام است؟ ، اخلاص ، راه های رسیدن به اخلاص ، اخلاص و بندگی ، اسما اعظم و اخلاص ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 آذر 1392 02:23

جست‌و‌جوی اسم اعظم خداوند

نویسنده : MohoMo دوشنبه 4 آذر 1392 02:16  •    ارسال شده در: مقاله دعا برای حل مشکلات مهدویت و فراماسونری

جست‌و‌جوی اسم اعظم خداوند

پی بردن به اسم اعظم خداوند یکی از اهداف علما و اندیشمندان اسلامی‌ بوده و لذا مطلبی قابل اهمیّت می‌باشد. من نیز با ‌امید به خداوند و استفاده از آثار علما کوشیده‌ام در این موضوع فهم نوینی را به خود و برادران و خواهران ایمانی برسانم؛ و با در نظر گرفتن شماری از احادیث که در ظاهر با همدیگر متفاوت می‌باشد، آن مفهوم و فهم مقبول و هدف متفاوت بودن احادیث را به کمک الله تبیین و ترسیم بنمایم.

 

مبحث اول : معنا و کاربرد اسم اعظم

اسم اعظم به معنای بزرگترین اسم خداوند می‌باشد و در احادیث اسم اعظم خداوند کلید مقبولیت دعاها به شمار می‌رود.

 

مبحث دوم :  احادیث

1ـ [أللَّهُمَّ إنِّی أَسْالُکَ بِأنَیِّ أشهَدُ أنَّکَ أنتَ اللهُ لاَ إِلَهَ إلاَّ أنتَ، الأحدُ الصَّمَدُ اَلذِی لَم یَلِد وَ لَم یُولَد و لَم یَکُن لَهُ کُفواً أحَدٌ][1] «پروردگار من تنها از تو ـ  نیازهایم را ـ می‌خواهم؛ زیرا شهادت می‌دهم که تو الله هستی، و هیچ مبعودی حقی بجز تو وجود ندارد؛ تو آن یکتا و بی‌نیازی هستی که نه زاده است، و نه زاییده شده است، و همتایی ندارد.»

رسول الله (ص) فرمود: [لَقَد دَعَا اللهَ بِاسمِهِ الأعظَمِ، الّذِی إذَا دُعِیَ بِه اجَابَ، و إِذَا سُئِلَ بِهِ أعطَی][2] «سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست، این شخص، خداوند را با نام اعظمش فراخواند؛ اسمی‌که اگر با آن فرخوانده شود، اجابت می‌نماید و اگر به وسیله‌ی آن از خداوند مسئلت شود، عطا می‌کند.»

2ـ فردی به نماز ایستاده بود، سپس این گونه دعا کرد:

[أللَّهُمَّ إنِّی أَسْأَلُکَ بِأنَّ لَکَ الحَمدَ، لا إلَهَ إلا أنتَ الحَّنانُ، بَدِیعَ السَّمَوَاتِ والأرضِ، ذا الـجَلَالِ و الإکرَامِ، یاحَیُّ یَا قیُّومُ، إنَّی أسألُکَ...] «پروردگارا من فقط از تو می‌خواهم؛ چرا که حمد فقط از آن توست؛ هیچ مبعود حقی جز تو که بسیار مهربانی، وجود ندارد؛ به وجود آورنده ی آسمان ها و زمین، ای صاحب عظمت و بزرگی ای زنده، ای پایدار من از تو مسألت می‌نمایم که...»

رسول الله (ص) با شنیدن این جملات فرمود: [والَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ، لَقَد دَعَا اللهَ بِاسْمِهِ الْعَظِیْمِ، الَّذِی إذَا دُعِیَ بِهِ أجَابَ، و إذا سُئِلَ بِهِ أعْطَی] «سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست، او خداوند را با نام عظیمش فرا خواند؛ آن نامی‌که هرگاه با آن، فراخوانده شود، اجابت می‌نماید، و هرگاه با آن نام، از او درخواست گردد، عنایت می‌نماید.»

3ـ روایت است که رسول خدا (ص) فرمود: [اسمُ اللهِ الأعظمُ الَّذِی إذَا دُعِیَ بِهِ أجَابَ فِی ثَلاثِ سُوَرٍ منَ القُرآنِ؛ فی البقرةِ، و آل عِمرانَ، و طه][3] «اسم اعظم خداوند اگر با آن فراخوانده شود، اجابت می‌نماید، در سه سوره قران‌امده است: بقره، آل عمران و طه.»

4ـ دو آیه‌ی سوره‌ی بقره و آل‌عمران که اسم اعظم خداوند در آنها‌امده است، مشخص شده‌اند؛ روایت است که نبی اکرم (ص)  فرمود: «اسم اعظم خداوند در این دو آیه‌امده است[4] : [وَ إِلَـهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لَا اِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ] بقره/163 و [الم * اللهُ لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْـحَیُّ الْقَیُّومُ] آل‌عمران/1و2

5ـ از سعد بن مالك روایت شده كه گفت : شنیدم پیامبر خدا (ص) فرمود : [هَل أَدُلُّكُم علَى إسْمِ الله الأعظمِ الَّذِی إذَا دُعِیَ بِهِ أَجَابَ وَ إذَا سُئِلَ أعْطَى؟ الدّعوةُ الَّتِی دَعَا بِهَا یونسُ حیثُ نادَى فِی الظلماتِ الثلاثِ : «لا إِلَهَ إلاَّ أنتَ سُبحَانَكَ إنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِین» فقال رجلٌ : یا رسُولَ اللهِ هَلْ كانَتْ لِیونُسَ خاصَّةً أمْ لِلْمُؤمِنِینَ عامةً؟ فقال رسول الله (ص) : [ألا تَسْمَعُ قولَ اللهِ عزّوجلّ : «وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كذلِكَ نُنَجِّی الْـمُؤمنین».]

«آیا شما را به اسم أعظم خداوند راهنمایی كنم؟ كه اگر با آن نام خوانده شود، پاسخ می‌دهد و اگر با آن درخواستِ نیازی بشود، آن را برآورده می‌كند؟ همان دعایی كه حضرت یونس پیامبر ؛ در دل ظلمات سه گانه فرموده است. «جز تو خدایی نیست، پاك و منزّهی، من به خود ظلم كرده‌ام.» مردی گفت : ای رسول خدا (ص) آیا این دعا مخصوص حضرت یونس است یا عموم مؤمنان را نیز شامل می‌شود؟ رسول خدا (ص) فرمود : آیا گفته‌ی خداوند را نشنیده‌ای كه می‌فرماید : «ما او را از اندوه و دلتنگی نجات دادیم و اینچنین نیز مؤمنین را نجات خواهیم داد.»[5]

 

مبحث سوم: رأی و نظر علما

6ـ بعضی از  علما برتری داشتن بعضی از اسم‌های خداوند متعال را نسبت به بعضی دیگر را قبول ندارند از جمله‌ی این علما می‌توان به ابو جعفر طبری، ابوالحسن اشعری، ابو حاتم رازی، ابن حبان بستی و قاضی ابوبکر باقلانی اشاره کرد. و برخی از علما این نظریه را به‌امام مالک نیز نسبت داده‌اند.

استدلال پیرامون این نظریه این می‌باشد که قبول کردن این برتری، برای شنونده این گمان را ایجاد می‌نماید که مفضول نسبت به افضل دارای نقص است.[6]

کسانی که قائل به اختلاف مراتب در اسماء خداوند نیستند، معتقدند که آن برتری و اعظمیتی که در احادیث‌امده، شامل تمام اسم های خداوند متعال می‌شود؛ یعنی تمام اسم های خداوند مستحق این وصف هستند.

7ـ برخی معتقدند : مراد از اعظم بودن، مشغول شدن با تمام وجود به دعا کردن است تا جای که در فکر و ذهن دعا کننده کسی بجز خداوند وجود نداشته باشد و در چنین حالتی است که خداوند دعایش را اجابت می‌نماید و نیازش را برآورده می‌سازد.

8ـ و برخی دیگر معتقدند: هدف از اعظم بودن، صرفاً همان ثواب بزرگی است که فرد به هنگام فراخواندن خداوند با آن اسم، مستحق آن می‌گردد.

9ـ جمهور علما معتقدند که یکی از اسمها به طور مشخص و معینی اسم اعظم است، در تعیین آن اختلاف نظر دارند. بعضی‌ها می‌گویند: تنها خداوند آن را می‌داند و کسی را از آن آگاه نکرده است.

10ـ کسانی که آن اسم را معلوم و معروف می‌دانند. در تعیین آن اختلاف نظر دارند؛ بعضی می‌گویند:«الله» یا «رحمن» است. بعضی هم معتقدند که اسم اعظم از چند اسم تشکیل شده و آنها «الله الرحمن الرحیم» هستند برخی دیگر می‌گویند: «الحی القیوم» می‌باشد.گروهی هم «الحنّان، المنّان، بدیع السموات و الارض، ذو الجلال و الإکرام، الحی و القیوم»را اسم اعظم دانسته‌اند.

برخی گفته اند:«ذو الجلال و الإکرام» است. بعضی هم [الله لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الأحدُ الصَّمَدُ، الَّذِی لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ، وَ لَمْ یَکُن لَهُ کُفُواً أحَدٌ] را اسم اعظم می‌دانند. و تعداد دیگری هم در این زمینه وجود دارد.[7]

11ـ شیخ الاسلام ابن تیمیه اسم «الحی» را ترجیح داده و آن را اسم اعظم می‌داند؛ زیرا «حیّ» مستلزم تمام صفات و اصل آنها می‌باشد. به همین سبب بزرگترین آیه‌ی قران کریم [اللهُ لا اِلَهَ اِلَّا هُوَ الحَیُّ الْقَیُّومُ] می‌باشد. همچنین «حی» یعنی کسی که آگاه است و دارای اراده باشد؛ لذا مستلزم تمام صفات است و اگر به تلازم در اسم ها  اکتفا می‌شد، اسم «حی» کفایت می‌نمود.[8]

12ـ ترجیح دکتر عمر سلیمان اشقر[9] : او معتقد می‌باشد که «الله» اسم اعظم می‌باشد و استدلالات عبارتند از:

الف) اگر نگاهی به اسم های وارده در احادیثی بیندازیم که رسول الله (ص) اسم اعظم را در میان آنها دانسته است، در می‌یابیم که تنها اسمی‌که در تمام آنها وجود دارد، «الله» است.

ب) این اسم به مراتب بیشتر از سایر اسم ها در قران کریم تکرار شده است؛ این اسم (2702) بار تکرار شده است که (980) بار به صورت مرفوع، (592) بار به صورت منصوب، (1125) بار به صورت مجرور و (5) بار نیز به لفظ «اللَّهُمَّ» آمده است. حال آنکه اسم «الرحمن» (57) بار در قرآن کریم تکرار شده است. و اسم الرحیم (114) بار در قران کریم بر خداوند اطلاق شده است. و اسم «الحی» صرفاً در پنج آیه بر خداوند اطلاق شده است.[10]

ج) این اسم بزرگترین و جامع‌ترین اسم خداوند متعال است و مرجع تمام اسم‌های دیگر به شمار می‌رود و تمام مفاهیم و معانی در تفسیر این اسم گفته می‌شود.

د) این اسم هرگز بر غیر خدا اطلاق نگردیده است و هیچ کس هم جرأت نکرده که چنین ادعایی کند، بجز رهبران گمراهی مانند فرعون که پست‌ترین و گمراه‌ترین مردم به شمار می‌آیند.

شیخ احمد شرباصی می‌گوید: «الله» همان اسم خاص خداوند است؛ اسمی‌که خداوند آنرا به خود اختصاص داده و اولین نامش قرار داده و تمام اسم های دیگر را به آن نسبت داده و این اسم را به هیچ یك از اسم‌های دیگر نسبت نداده و هر اسمی‌که بعد از آن می‌آید، نعمت و صفت آن محسوب می‌گردد. و این اسم به عنوان یک عَلَم (اسم خاص) بر معبود حق، دلالت می‌نماید؛ آنگونه دلالتی که جامع تمام نام‌های مبارک ذات احدیت، می‌باشد. مثلاً گفته می‌شود : «اسماء حسنی از اسم های الله هستند نه اینکه؛ اسماء حسنی از اسم‌های رحمن یا غفور هستند.»[11] 

 

مبحث چهارم : تحقیق و تبیین و نقد آراء 

در این فصل کوشیده‌ام به شیوه نقّادانه به نظرات و استدلالات علما بنگرم و نزدیکترین رأی را تبیین بنمایم و با الهام از احادیث کوشیده‌ام به جای پی‌بردن به اسم اعظم رسیدن به بهترین اسلوبی که ما را به اسم اعظم می‌رساند، ترسیم بنمایم و این مطلب را جایگزین کشف اسم اعظم نموده‌ام. در این مبحث نظریاتی را که ریشه‌ی تمام اختلافات شده‌اند، بررسی و نقد نموده‌ام.

1ـ رأی و استدلال ابو جعفر طبری، ابوالحسن اشعری، ابو حاتم رازی، ابن حبان بِستی و قاضی ابوبکر باقلانی را که به آن اشاره شد را مورد نقد و بررسی قرار خواهیم داد.

این استدلال مبنی بر اینکه این برتری، برای شنونده این گمان را ایجاد می‌نماید که مفضول نسبت به افضل دارای نقص است. این استدلال قابل اتکا نمی‌باشد، زیرا این دلیل برای رد این موضوع یعنی تعیین اسم اعظم و اعظمیت یکی از اسم های خداوند کافی و قوی نمی‌باشد و صرفاً با یک دلیل ظاهراً معقول نمی‌توان یک حدیث یا مفهومش را رد نمود؛ زیرا وقتی عقل بخواهد در مقابل نقل بایستد ما می‌توانیم با استفاده از همین عقل آن عقل نقاد را رد بنماییم زیرا پشتوانه‌ی این عقل مقبول، نقل می‌باشد؛ ‌اما این تفهیم و تببین برای رد عقل نقاد مفهوم نقل، کافی نمی‌باشد و لذا مختصراً می‌گوییم :

اولاً: چنین استدلالی صرفاً عقلی بوده و مبنایی بر اساس نص ندارد. 

دوماً: اگر قرار باشد یک اسم مشخصاً اعظم لقب گیرد می‌توان این چنین مطلب را تبیین نمود که اسم أعظم به نسبت فهم بشر معنی و جامعیت آن، اسم اعظم می‌باشد مثلاً: «رحمن» به نسبت «رحیم» أعظم می‌باشد و استدلال این رأی می‌تواند این باشد که «رحمن» از لحاظ معنی از «رحیم» جامع‌تر می‌باشد و جامعیت «رحمن» دلیل بر کامل‌تر بودن آن ندارد؛ زیرا تمام اسماء بر الله دلالت دارند. 

ثالثاً : خداوند خالق تمام اشیاء و جانداران می‌باشد و در بین مخلوقاتش انسان از همه زیباتر و به نحوی کامل‌تر می‌باشد و این موضوع بدین معنا می‌باشد که سایر مخلوقات خداوند به نسبت انسان دارای نقص می‌باشند و این مطلب هیچ گونه تعارض و تناقضی با خالق بودن خداوند ندارد. 

رابعاً: در حدیث غالب بودن رحم خداوند بر غضبش مطرح است و این غالبیت دلیل بر کامل‌تر بودن فعلی یا صفتی از صفات خداوند به نسبت سایر اسماء نمی‌باشد.

خامساً : آیه‌الكرسی كه كلام خداوند می‌باشد از سایر آیات دیگر بزرگتر می‌باشد و این موضع نمی‌تواند دلیل باشد مبنی بر این كه سایر آیات قرآن نسبت به آیه‌الكرسی ناقص می‌باشد.

 

نتیجه : استدلال اشعری و سایر علما در این رابطه درست نمی‌باشد و این موضوع بدین معنا نیست که هدف استدلالشان غلط باشد بلکه این رای و نظر می‌تواند به شیوه‌ای تبیین شده و از استدلالی استفاده شود که به منزله‌ی تضاد با سنت نباشد و در کل می‌توان گفت استدلال این رأی مردود می‌باشد‌اما اصل رای می‌تواند با اسلوبی دیگر مطرح نمود.

2ـ در این قسمت به نقد این نظر که می‌گوید فقط خداوند از اسم اعظم با خبر است و کسی را بر آن آگاه نساخته می‌پردازیم. اولاً: مراتب معنای اسماء و تفاوت بار معنایی و جامعیتشان این را می‌رساند که‌امکان اعظمیت یکی از اسماء الهی وجود دارد دوماً:احادیث وارد از پیامبر این فهم را به ما می‌رساند که رسول اکرم اسم اعظم را تشخیص داده است. 

3ـ بررسی رأی و نظر شیخ الاسلام ابن تیمیه ایشان معتقد می‌باشند «الحی» اسم اعظم می‌باشند.

اولاً: این اسم مبارک از لحاظ معنی و جامعیت در حد بسیاری از اسماء نمی‌باشد و صرفاً این اسم رحمن بودن و قهّار بودن الله را نمی‌رساند. 

ثانیاً : در بعضی از احادیث اسم «الحی» وارد نشده در حالی که پیامبر فرموده اسم اعظم از زبان این فرد و در این آیه‌امده است. 

ثالثاً: مستلزم تمام اسماء و صفات الهی ذات الله می‌باشد نه یکی از اسماء خداوند.

4ـ نقد ترجیح دکتر عمر سلیمان اشقر اولاً : بدیهی می‌باشد که الله عظیم اعظم و اکبر می‌باشد‌؛ امّا بحث پیرامون اسمی‌ است که منتسب به الله می‌باشد مثلاً : می‌توان گفت رحمن اسم اعظم الله است‌اما نمی‌تواند گفت الله اسم اعظم الله می‌باشد.برای فهم بیشتر به طور مثال می‌توان گفت که پسندیده‌ترین اسم برای حضرت محمد؛ رسول اکرم می‌باشد؛ زیرا شایسته‌ترین اسم برای او می‌باشد. پس خود محمد برترین اسم نمی‌باشد.

ثانیاً: پیامبر (ص) نفرموده که اسم اعظم در قران بیشتر از سایر اسم ها تکرار شده بلکه فرموده در این دعا یا صرفاً در این سه سوره بدان اشاره شده است. 

ثالثاً : اسلام الله را به وسیله‌ی نام‌های نیکویش به ما معرفی می‌نماید. صرفاً لفظ «الله» نمی‌تواند معرفت و فهم درست و کامل را به ما بفهماند، بلکه این اسماء منتسب به الله می‌باشند که فهم و معرفت درستی را در اذهان ترسیم می‌نمایند و حتی این اسماء مبارک نیز از وحی بی‌نیاز نمی‌باشند؛ زیرا خود به وسیله وحی نازل گردیده‌اند و این اسلوب وحی می‌باشد که این معرفت را به ما می‌فهماند مبنی بر اینکه اسماء الهی توقیفی می‌باشند. رابعاً : لفظ «الله» در تمام احادیث وارد نگردیده و گاهی اوفات فقط با لفظ «اللّهم» آمده است و حتی در دعای حضرت یونس نه «الله» آمده نه «اللهم».

 

مبحث پنجم : رأی برتر

با نقد و بررسی‌های فوق بدین نتیجه رسیدیم که هر رأی و نظری مبنی بر ترجیح دادن یک اسم یا پاک‌کردن صورت مسئله به هر دلیلی، همه و همه قابل نقد و رد می‌باشند زیرا دارای پایه و اساس قطعی در نقل نمی‌باشند. و هر کدام از این عالمان و شیوخ دلایل خاص خود را دارند و اغلب دلائلشان عقلی می‌باشد و من در این نوشتار قسط نداشته‌ام، دلایل عقلی را تخطئه نمایم، ‌اما لازم می‌دانم بگویم که این دلایل زمانی سودبخش خواهند بود که همراه با نقل یا در راستای مفهوم و مقصد نقل بیایند و من سعی نموده‌ام دلایل مفهومی‌قابل درک را از فرمایش‌های پیامبر استنباط بنمایم و طبق این قاعده که برای خود ترسیم نموده‌ام، به جای تشخیص اسم اعظم، راه‌های رسیدن به اسم اعظم را تعیین نموده‌ام و معتقد می‌باشم ما می‌توانیم با کمک گرفتن از احادیث مربوطه راه رسیدن به اسم اعظم را سهل بنمایم.

و ‌امّا راه، روش و اسلوب رسیدن به اسم اعظم عبارتند از: 

1ـ عقیده‌ی راسخ و بدون شبهه و مطابق کتاب و سنت 

2ـ اخلاص در دین 

3ـ زیباترین توصیف الله متعال در حد توان و معرفت 

4ـ شروع کردن با نام «الله» 

5ـ استفاده از لفظ لا إله الا الله و ... زیرا در تمام آیات و روایات مربوط به اسم اعظم تنها لفظی که به خودی خود و بدون تغییر باقی مانده است لفظ لا اله الا الله می‌باشد 

6ـ دعایی بودن وصف و تمجید

 

بهترین رأی 

تمسّک به راه و روش رسول اکرم (ص) می‌باشد و در این مطلب پیامبر اسم اعظم را مشخص نفرموده و زمانی که پیامبر اسم اعظم را مشخص نفرماید در حالی که رسول خدا عالم‌ترین مردم نسبت به خداوند متعال می‌باشد، ما چگونه می‌توانیم این اسم مبارک را تشخیص دهیم و از بهترین روش یعنی روش پیامبر مبنی بر تعیین نکردن اسمی خاص تجاوز بنماییم و لذا بهترین رأی، روش پیامبر است؛ پیامبر هر چه که در دین لازم بوده را به‌امت خود رسانده و تمام معلومات و الهامات الهی را به‌امت خود ابلاغ نموده. پس اسلوب موضع‌گیری پیامبر در مقابل مفاهیم مشخص نشده‌ از طرف خداوند خود روشی الهی باشد.

 

نکته پایانی: 

عقل مؤظف می‌باشد به زیباترین شیوه و بهترین اسلوب نقل را دریابد و در مرتبه‌ی بعدی با تفکّر و تدبّر نقل مدارانه، مفهوم (تضاد معنای نقل را دریابد) و در مرتبه‌ی سوم، مرتبه‌ی دوم را جمع نماید و برای مفهوم مرتبه (دوم قابلیت جمع شدن را در نظر بگیرد). نتیجه هدف این مراتب تفهیمی، راهیابی به این فهم می‌باشد که در شریعت مقاصد، به جای تضادها حاکم می‌باشد. 

یعنی سعی بنماییم به جای پاك‌كردن صورت مسأله و همچنین تضعیف بعضی از احادیث، كه چنین عملی ناتوانی فرد محقق را مبنی بر عدم درك مفهوم حقیقی روایت، می‌رساند. در كل می‌توان گفت كه چنین مفاهیمی در دین، هدف والایی را در بطن خود دارا می‌باشد منبی بر ایجاد انگیزش در تحقیق محققّان و تفهیم و تدریس حكمت به علمایان.

 

ارجاعات و منابع

------------------

[1] ـ ترمذی، أبوداود، ابن حبان و حاكم با سند صحیح ازبریدة أسلمی روایت نموده‌اند. 

[2] ـ ترمذی، نسائی، ابوداود، ابن حبان و حاكم با سند صحیح از انس.

[3] ـ سنن ابن ماجه، مستدرك حاكم و معجم كبیر طبرانی

[4] ـ ترمذی، أبوداود، ابن ماجه و دارمی

[5] ـ حاكم آن را روایت كرده است.

[6] ـ فتح الباری، 11/224

[7] ـ همان، 11/224

[8] ـ مجموعه فتاوى، ابن تیمیة، ج18 ص 311

[9] ـ اندیشه‌های اسلامی در پرتو كتاب و سنت، جلد نهم : اسماء و صفات، ص 97و98

[10] ـ المعجم المفهرس لألفاظ القرآن الكریم



برچسب ها: جست‌و‌جوی اسم اعظم خداوند ، اسم اعظم ، hsl huzl ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 آذر 1392 02:19

خواص حروف 28 گانه----------علوم غریبه

نویسنده : MohoMo دوشنبه 4 آذر 1392 02:08  •    ارسال شده در: دعا برای حل مشکلات مقاله

قبلا در مورد حروف ابجد مطالبی داخل وب گذاشتم .اکنون قصد دارم در مورد تشریح ابجد به اسامی واعداد بپردازم وسپس به وسیله ی این مقدمه فواید وخواص حروف مقطعه 28 گانه را شرح دهم .:

(ا)

الله   66

(ب)

بدیع   86

(ج)

جامع     114

(د)

دیّان     65

(ه)

مهلک      95

(و)

ولی     46

(ز)

زارع     278

(ح)

حکیم     78

(ط)

مطهر    254

(ی)

میسر    310

(ک)

کافی      111

(ل)

لطیف    129

(م)

ملک      90

(ن)

ناصر     241

(س)

سلام     131

(ع)

علیم     150

(ف)

مفرق    420

(ص)

صمد    134

(ق)

قهار     306

(ر)

رحیم    258

 

(ش)

شدید  318

(ت)

توّاب  309

(ث)

مثبت  942

(خ)

خبیر   812

(ذ)

ذرالطول  777

(ض)

ضاد   101

(ظ)

ظاهر   1106

(غ)

مغنی   1100

توضیح:تمام کتب اسمانی ومطالب انها واسرار واسم اعظم از این حروف 28 گانه ی مذکور(ابجد) الی اخر می باشد .با علم به این حروف که در ادامه طریقه ی استفاده اش را بیان خواهم کرد می توان به اسرار پی برد وکاشف اسرار بود که البته  در این زمینه باید عالم به حروف بود.

فوائد وخواص حروف مقطعه ی 28 گانه:

خواص واعمال حروف مفردات(مقطعه ) تنها در صورتی میسر است که زکات 28 حرف را در مدت 28 روز پرداخت کرد .قاعده ی زکات این است که هر حرف را هر روز به حساب عدد ملفوظی که ذکر شد ،به وقت معین  با طهارت در اتاقی خلوت به مدت 28 روز خوانده وپس از انکه از زکات فارغ شد انگاه عملش در رابطه با خواص حروف که در زیر امده است مورد قبول واقع می شود وبه نتیجه می رسد.

خواص حروف 28 گانه وطریق استفاده از ان ها)اعمال حروف مقطعه)

1-الالف (ا):اللهم انی اسئلک بحقِّ الالف عَلَیکَ یا الهِ العالَمین من اودع اسراره فی اسمائه یا اِله

خاصیت:هر که روی به کاری نهد 66 نوبت این اسماء را بخواند کار به میل ومراد او شود .واگر انقدر  این اسم را بخواند بطوریکه بیهوش شودمستجاب الدعوه می گردد .واگر 1113 (هزار وصد وسیزده) الف بر کاغذ بنویسد وبر هر الفی یک بار این اسماء را بخواند وبا خود همرا ه کند همانند حرزی باشد وبر قدر وجلوه ی او بیفزاید وبر جمله ی دشمنان ظفر یابد.

نکته:منظور از اسماء بالا«اللهم انی اسئلک ...(تا) فی اسمائه یا اله» .است .برای بقیه ی حروف هم بهمین نحو.اسماء ذکر شده ی مربوط به هر حرفی را باید خواند.مگر موقعی که خودش ذکر کند در حین نوشتن چه  اسمائی را باید خواند .مثل بند زیر.

همچنین در مورد حرف الف می توان گفت:هر که 111 (الف) در شب جمعه بنویسد وبا خود دارد در نزد پادشاهان (بزرگان) عزیز ومکرم باشد ودل او روشن گردد وهر حاجتی با کسی داشته باشد زود بر اید .ودر حین نوشتن این دو اسم را بخواند :یا سبحان یا اله .

همچنین هر کس که بامداد از بستر خواب بلند شود ،پیش از حرف زدن 1000 بار الف را بر زبان راند صاحب ثروت شود واگر هزار بار الف را در ساعت مشتری(که در طریقه ی نوشتن دعا ذکر شده) به کاغذ نوشته وبا خود داشته باشد همان تاثیر را خواهد داشت .واگر به وقت سختی وضع حمل الف را به ناخن های دست وپای حا.مله  بنویسد وضع حمل به اسانی شود .

2-الباء (ب):اسئلک بحق الباء علیکَ یا بدیعِ السموات والارضِ لا منتهی بنوره اَنفَهُ یا بدیع

خاصیت:هر گاه کسی در کاری در مانده شده باشد چنانچه راه نجات نداند 25 نوبت این اسم اعظم را بخواند کار او گشاده گردد ودم او چنان روا باشد وبه حال نیکوئی باز گردد.

اگر 2400 بار بر پوست اهوبنویسد وبا خود نگه دارد اگر رو به کوی نماید کوه را حرکت دهد .(منظور عظمت این اسماء است)

هر که 12 (ب) در روز یکشنبه در زمانی که ماه در افزون باشد بنویسد به نیت کسی که قاهر ومتکبر ومردم ازار باشد وخواهد که دل رحم شود در مقام(منزل)وی دفن کنند قهر در وی شکسته می شود .همچین اگر فردی کسی را دوست دارد ومجال سخن گفتن با وی را ندارد با خود نگه دارد تا در نظر ان شخص خوب جلوه کند ودرست افتد .

اگر کسی مریض باشد برکاسه ی چینی بنویسد وبخورد شفا یابد ودر نوشتن این دو اسم را باید بخواند:یا حیُّ یا قَیّوم.

اگر محبوس 1001 بار بخواند از حبس خلاص می شود واگر بنویسد وبا خود داشته باشد هیچ اسیبی به وی نمی رسد.


قسمت دوم در ادامه مطلب


ادامه مطلب
برچسب ها: خواص حروف 28 گانه----------علوم غریبه ، علوم غریبه ، دعا جادو ، طلسم ، حروف ابجد ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 4 آذر 1392 02:11